در موج‌‌های مست سرگردانم

گوشت‌های تنم را

صخره‌هایی مهیب کنده‌اند

در چنگ چنگ گیسوانم

ماهیان کوچک دریایی

معاشقه می‌کنند

و کوسه ماهی‌ها

دیوانه‌وار جستجو می‌کنند

رگهایی را

که در تمام آبها منتشر شده‌اند

با آخرین موج سرخ‌رنگ

به سویت می‌شتابم

که بر دورترین صخره ایستاده‌ای

 

به آغوشت می‌گیرد موج

می‌ترسی

اما

تنت درقطرات تنم حل می‌شود

می‌نوشمت

و به آبها بازمی‌گردم

«غرق شدن جزئی از دریاست»*

 

ساحل بر دیواره‌های خود ایستاده است

و من هنوز

در موجهای مست سرگردانم

 

 

 

* اقتباس از نزار قبانی